بررسی عوامل اجتماعی موثر بر گرایش ساکنین مناطق حاشیه­نشین به سرقت منزل در سال 1393 (مطالعه موردی: منطقه حصارک کرج)

نویسنده

چکیده

تحقیق حاضر از نوع تحقیقات کاربردی به روش پیمایشی - تحلیلی انجام شده است. برای جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه استاندارد و مصاحبه با سارقان و مطالعه پرونده­های پایگاه دوم آگاهی استان البرز، کتب، مقالات و تحقیقات گذشته نیز انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه سارقین منزلی است که در شش ماهه اول سال 93، در پایگاه دوم آگاهی ف.ا. استان البرز دستگیر شده­اند و تعداد آنان 80 نفر می­باشد. نمونه آماری توسط فرمول کوکران 66 نفر محاسبه شده و روش نمونه­گیری تصادفی ساده می­باشد. با تحلیل داده­ها در SPSS ضریب آلفای کرونباخ 86/. محاسبه شد. همچنین از روش­های آماری نظیر تحلیل تک متغیره (شاخص­ها گرایش به مرکز و پراکندگی) و تحلیل دو متغیره (همبستگی پیرسون) و رگرسیون چندگانه استفاده شده است. بین میزان تحصیلات سارقین و گرایش آنان به سرقت منزل رابطه همبستگی معکوس وجود دارد. با افزایش تحصیلات گرایش به انجام سرقت منزل کاهش می­یابد. بین احساس محرومیت نسبی، احساس از خودبیگانگی و احساس بی­نظمی و گرایش مجرمین به سرقت منزل رابطه همبستگی مستقیم وجود دارد. بین هویت گروهی و گرایش به سرقت منزل رابطه همبستگی وجود ندارد. بین کنترل­های رسمی و گرایش سارقین به سرقت منزل رابطه همبستگی معکوس وجود دارد. با بررسی رگرسیون چندگانه مشخص می­شود عوامل اجتماعی مورد بررسی در تحقیق در مجموع 09/68 درصد از علل وقوع جرم سرقت منزل را تبیین می­کند. بنابراین توجه به مسائل اجتماعی از جمله بیگانگی اجتماعی و احساس بی­نظمی می­تواند تاثیر بسزایی در کاهش جرم سرقت منزل ایفا کند.

کلیدواژه‌ها